IPB

خوش آمديد مهمان ( ورود | ثبت نام )

پروفايل
تصوير شخصي
امتياز
 
تنظيمات
تنظيمات
بيانيه شخصي
hidden بيانيه شخصي اي ندارد.
اطلاعات شخصي
hidden
عضو
سن نامشخص
مذکر
پایتخت
تاريخ تولد مشخص نشده
علايق
اطلاعاتي وجود ندارد
آمار
عضو شده در: 6-October 08
مشاهدات پروفايل: 1,455*
آخرين مشاهده: 5th May 2010 - 12:49 PM
زمان محلي: Sep 7 2010, 02:00 AM
386 ارسال ها (0.55 در روز)
اطلاعات تماس
AIM اطلاعاتي وجود ندارد
Yahoo اطلاعاتي وجود ندارد
ICQ اطلاعاتي وجود ندارد
MSN اطلاعاتي وجود ندارد
Contact خصوصي
* مشاهدات پروفايل هر 1 ساعت بروز رساني ميشود

hidden

مدیر تالار


موضوعات
ارسال ها
Arcade
نظرها
دوستان
محتواي من
ارزش دوست خوب !

يكي از روزهاي سال اول دبيرستان بود. من از مدرسه به خانه بر مي گشتم كه يكي از بچه هاي كلاس را ديدم. اسمش مارك بود و انگار همه‌ي كتابهايش را با خود به خانه مي برد.

با خودم گفتم: 'كي اين همه كتاب رو آخر هفته به خانه مي بره. حتما ً اين پسر خيلي بي حالي است!'

من براي آخر هفته ام برنامه‌ ريزي كرده بودم. (مسابقه‌ي فوتبال با بچه ها، مهماني خانه‌ي يكي از همكلاسي ها) بنابراين شانه هايم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم.‌

همينطور كه مي رفتم،‌ تعدادي از بچه ها رو ديدم كه به طرف او دويدند و او را به زمين انداختند. كتابهاش پخش شد و خودش هم روي خاكها افتاد.

عينكش افتاد و من ديدم چند متر اونطرفتر، ‌روي چمنها پرت شد. سرش را كه بالا آورد، در چشماش يه غم خيلي بزرگ ديدم. بي اختيار قلبم به طرفش كشيده شد و بطرفش دويدم. در حاليكه به دنبال عينكش مي گشت، ‌يه قطره درشت اشك در چشمهاش ديدم.

همينطور كه عينكش را به دستش مي‌دادم، گفتم: ' اين بچه ها يه مشت آشغالن!'

او به من نگاهي كرد و گفت: ' هي ، متشكرم!' و لبخند بزرگي صورتش را پوشاند. از آن لبخندهايي كه سرشار از سپاسگزاري قلبي بود.

من كمكش كردم كه بلند شود و ازش پرسيدم كجا زندگي مي كنه؟ معلوم شد كه او هم نزديك خانه‌ي ما زندگي مي كند. ازش پرسيدم پس چطور من تو را نديده بودم؟

او گفت كه قبلا به يك مدرسه‌ي خصوصي مي رفته و اين براي من خيلي جالب بود. پيش از اين با چنين كسي آشنا نشده بودم... ما تا خانه پياده قدم زديم و من بعضي از كتابهايش را برايش آوردم.

او واقعا پسر جالبي از آب درآمد. من ازش پرسيدم آيا دوست دارد با من و دوستانم فوتبال بازي كند؟ و او جواب مثبت داد.

ما تمام اخر هفته را با هم گذرانديم و هر چه بيشتر مارك را مي شناختم، بيشتر از او خوشم مي‌آمد. دوستانم هم چنين احساسي داشتند.

صبح دوشنبه رسيد و من دوباره مارك را با حجم انبوهي از كتابها ديدم. به او گفتم:' پسر تو واقعا بعد از مدت كوتاهي عضلات قوي پيدا مي كني،‌با اين همه كتابي كه با خودت اين طرف و آن طرف مي بري!' مارك خنديد و نصف كتابها را در دستان من گذاشت..

در چهار سال بعد، من و مارك بهترين دوستان هم بوديم. وقتي به سال آخر دبيرستان رسيديم، هر دو به فكر دانشكده افتاديم. مارك تصميم داشت به جورج تاون برود و من به دوك.

من مي دانستم كه هميشه دوستان خوبي باقي خواهيم ماند. مهم نيست كيلومترها فاصله بين ما باشد.

او تصميم داشت دكتر شود و من قصد داشتم به دنبال خريد و فروش لوازم فوتبال بروم.

مارك كسي بود كه قرار بود براي جشن فارغ التحصيلي صحبت كند. من خوشحال بودم كه مجبور نيستم در آن روز روبروي همه صحبت كنم.

من مارك را ديدم.. او عالي به نظر مي رسيد و از جمله كساني به شمار مي آمد كه توانسته اند خود را در دوران دبيرستان پيدا كنند.

حتي عينك زدنش هم به او مي آمد. همه‌ي دخترها دوستش داشتند. پسر، گاهي من بهش حسودي مي كردم!

امروز يكي از اون روزها بود. من ميديم كه براي سخنراني اش كمي عصبي است.. بنابراين دست محكمي به پشتش زدم و گفتم: ' هي مرد بزرگ! تو عالي خواهي بود!'

او با يكي از اون نگاه هايش به من نگاه كرد( همون نگاه سپاسگزار واقعي) و لبخند زد: ' مرسي'.

گلويش را صاف كرد و صحبتش را اينطوري شروع كرد: ' فارغ التحصيلي زمان سپاس از كساني است كه به شما كمك كرده اند اين سالهاي سخت را بگذرانيد. والدين شما، معلمانتان، خواهر برادرهايتان شايد يك مربي ورزش.... اما مهمتر از همه، دوستانتان....

من اينجا هستم تا به همه ي شما بگويم دوست كسي بودن، بهترين هديه اي است كه شما مي توانيد به كسي بدهيد. من مي خواهم براي شما داستاني را تعريف كنم.'

من به دوستم با ناباوري نگاه مي كردم، در حاليكه او داستان اولين روز آشناييمان را تعريف مي كرد. به آرامي گفت كه در آن تعطيلات آخر هفته قصد داشته خودش را بكشد. او گفت كه چگونه كمد مدرسه اش را خالي كرده تا مادرش بعدا ً وسايل او را به خانه نياورد.

مارك نگاه سختي به من كرد و لبخند كوچكي بر لبانش ظاهر شد.

او ادامه داد: 'خوشبختانه، من نجات پيدا كردم. دوستم مرا از انجام اين كار غير قابل بحث، باز داشت.'

من به همهمه‌ اي كه در بين جمعيت پراكنده شد گوش مي دادم، در حاليكه اين پسر خوش قيافه و مشهور مدرسه به ما درباره‌ي سست ترين لحظه هاي زندگيش توضيح مي داد.

پدر و مادرش را ديدم كه به من نگاه مي كردند و لبخند مي زدند. همان لبخند پر از سپاس.

من تا آن لحظه عمق اين لبخند را درك نكرده بودم.


هرگز تاثير رفتارهاي خود را دست كم نگيريد. با يك رفتار كوچك، شما مي توانيد زندگي يك نفر را دگرگون نماييد: براي بهتر شدن يا بدتر شدن.

خداوند ما را در مسير زندگي يكديگر قرار مي دهد تا به شكلهاي گوناگون بر هم اثر بگذاريم.

دنبال خدا، در وجود ديگران بگرديم.


حالا شما دو راه براي انتخاب داريد:

1) اين نوشته را به دوستانتان نشان دهيد،

2) يا آن را پاك كنيد گويي دلتان آن را لمس نكرده است..

همانطور كه مي بينيد، من راه اول را انتخاب كردم.



' دوستان،‌ فرشته هايي هستند كه شما را بر روي پاهايتان بلند ميكنند، زماني كه بالهاي شما به سختي به ياد مي‌آورند چگونه پرواز كنند.'



هيچ آغاز و پاياني وجود ندارد....

ديروز،‌ به تاريخ پيوسته،

فردا ، رازي است ناگشوده،

اما امروز يك هديه است


لطفا" در این مورد نظر بدید.
سوپرمدل‌هاي پول‌ساز


--------------------------------------------------------------------------------

در چند سال گذشته شاهد اين بوديم که بازيگران و ديگر سلبريتي ها تا حدودي جاي سوپر مدلها را بر روي کاور مجلات مختلف , تبليغ محصولات کمپاني هاي مختلف و حتي حضور در فشن شو ها را گرفتند که اين زنگ خطري براي آنها بود اما امروزه مدلها دوباره در عرصه پولسازي حضور فعالي پيدا کردند و برگشت آنها فقط بر روي کاور مجلاتي مانند ووگه نبود. شوهاي تلويزيوني , طراحي پوشاک , عرضه مارک هاي آرايشي مانند رنگ مو و ايجاد موسسه هاي خيريه از اقداماتي بود که سوپر مدلها انجام دادند.

بر اين اساس مجله فوربس 10 نفر از پولساز ترين مدلهاي دنيا را معرفي کرد که اصلا جاي تعجبي نيست که مدلهاي برزيلي حضور پررنگي در اين آمار را دارند.


ژيسلي باندچن با در امدي حدود 25 ميليون ذلار در سال نفر اول اين فهرست ميباشد. ژيسلي باندچن 29 ساله و اهل برزيلي ميباشد. وي اکنون همسر تام برادي است. هم اکنون با کمپاني هاي ورساچي , ترو رليجيون جينز , ديور و ايبل واچز همکار دارد.

هايدي کلوم با در امدي حدود 16 ميليون دلار در سال نفر دوم ميباشد. مدل 39 ساله آلماني اکنون همسر سل و مادر 4 فرزند است. او با ويکتوريا سکرت , پروجکت رانوي همکاري ميکند و مدل تبليغاتي شرکتهاي مک دونالد , ال جي و دايت کوک ميباشد همچنين کلوم صاحب خط توليد صندلهايش است.

کيت موس با در امدي حدود 8.5 ميليون دلار در سال نفر سوم ميباشد. مدل 35 ساله انگليسي امسال چهره ورساچي , لانگ چامپ و ديويد يورمن است. او صاحب خط توليد پوشاک نيز ميباشد


آدريانا ليما با در امدي حدود 8 ميليون دلار در سال نفر چهارم ميباشد. مدل 28 ساله برزيلي ويکتوريا سکرت راز موفقيتش را تنها مديون جذابيت طبيعيش بايد دانست. او اکنون همسر يک بسکتباليست به نام مارکو جاريک است.

دوتزن کروس با در آمدي در حدود 6 ميليون دلار در سال نفر پنجم ميباشد. دوتزن کروس جديد ترين چهره ويکتوريا سکرت ميباشد او هلندي و 24 ساله است. او امسال در امد فراواني از مانکيند جينز بدست اورد

الساندرو امبروسيو با در امدي در حدود 6 ميليون دلار در سال نفر ششم ميباشد. در امد وي با دوتزن تفاوت کمي داشت. السندرو امبروسيو 28 ساله برزيلي ديگري است که در اين فهرست قرار گرفت. او نيز يکي از مدلهاي ويکتوريا سکرت ميباشد. سال گذشته او صاحب فرزندي شده بود و الان حدود 3 ماه است که توانسته دوباره در فشن شوها حاضر شود

ناتاليا ووديانوا با در امدي در حدود 5.5 ميليون دلار در سال نفر هفتم ميباشد. اين مدل روسي که از خانواده فقيري بود کارش را با مجله ووگه آغاز کرد. وي الان چهره خط توليد لباس زير اتام ، کلوين کلين , گورلين و جاکوب استو هم چنين با موسسه خيريه اي همکاري ميکند تا بتواند با تهيه پول يک مکان تفريحي را براي مردم فقير در روسيه بسازد.

داريا وربوي با درامدي در حدود 4.5 ميليون دلادر سال نفر هشتم ميباشد. اين مدل به چشم خرگوشي شناخته شده است. او با ووگه , اچ اند ام , آي وير و روبرتو کاوالي همکاري دارد

ميراندا کر با در امدي در حدود 3 ميليون دلار در سال نفر نهم ميباشد. ميراندا کر قرار داد مهمي با شرکت XOXO در اين سال داشت که نقش مهمي در درامدش داشته است.

کارولينا مورفي با در امدي در حدود 3 ميليون دلار در سال نفر دهم ميباشد. وي يک آمريکايي ميباشد. او از مدلهاي پلي بوي و لباسهاي شنا ايلوستريتد ميباشد که ممکن بود او را از اين قافله عقب بندازد اما قرارداهاي مهمي چون بانانا رپابليک و لرد اند تيلور او را به مقام دهمي در اين فهرست رساند
روند رو به رشد پسرهاي ايروني !!!

پسر ايروني تا وقتي سه سالش بشه دوست نداره هيچکس بغلش کنه.وقتي يه زن يا يه دختر ماچش مي کنه گونه هاش قرمز مي شه و خجالت مي کشه ، ولي با رسيدن به
سن چهار سالگي ذات پليد پسر ايروني شروع به خودنمايي مي کنه . مرتب خودشو به بهونه هاي مختلف ميندازه تو بغل زنها و دخترا . دنبال يه بهونه س که يه دخترو بوس کنه يا يه زن بوسش کنه .

به شيش سالگي که مي رسه ديگه نمي ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعي مي کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم !!

به سن ده سالگي که مي رسه شروع مي کنه استفاده از ژيلت يازده بار استفاده شده باباش . هي اين ژيلتو مي کشه رو صورتشو کيف مي کنه که مرد شده .

دوازده سالش که شد نمي دونه چرا دلش مي خواد با دختراي فاميل بازي کنه ؟!

سيزده چهارده سالش که شد فکر ميکنه خيلي خوش تيپه . خيال مي کنه مامانش اونو از روي مدل "آلن دلون" زائيده . مرتب تو خيابون راه مي ره و دخترا رو نگاه مي کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پايين تر مياد و دکمه يقه پيرهنش به سگک کمربندش نزديک تر مي شه(نکته کنکوري) .


شونزده هفده سالگي ديگه يه چيزايي ياد گرفته . مي دونه واسه بيرون رفتن بايد لباس عجيب بپوشه . مثلا يه پيرهن نارنجي که رو سينه ش عکس يه جمجمه س مي پوشه .
رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوري) . واي واي واي... (اين قسمت حذف شده و تو کنکور نمياد)

ديگه همين ديگه . آها... با بچه ها که مي ره بيرون اسمش عوض مي شه ، مثلا اگه اسمش سعيد يا علي يا احمد يا جواد باشه تبديل مي شه به : ديويد ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتي پيتي ، حامي بچه ها (به ياد دايي احمد) ، خرچنگ ، يا بي بي... اين قسمتم سانسور شده تو کنکور نمياد !!

هجده نوزده سالگي مي فهمه يه جايي به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . واي به حال اون دختر بدبختي که از کنار پاتوق رد بشه . بلايي سر دختره مياره که ......کم کم ياد مي گيره که دختر يعني جنس لطيف . نبايد مث تاتارا طرفش رفت . بايد طوري با لطافت رفت طرفش که نفهمه مي خواي گازش بگيري . بايد با ملايمت رفت جلو و مشکوک . فکر مي کنه اگه خودشو آرايش کنه دخترپسند مي شه . پس اول از همه موهاشو بلند مي کنه . بعد يا موهاشو "فر شيش ماهه" مي کنه يا "گلت" مي زنه . بعدشم يه دمب اسبي و... تمام . دختر کش شد ارواي عمه اش. !!

اين شعارو سرلوحه کارش قرار مي ده و مي ره بوتيک يه جعبه لوازم آرايش مي گيره صد و سي تومن . بار اول دوم چون بلد نيست زير ابرو برداره زير و بالا رو با هم برمي داره و اصلا ابرو نمي ذاره . ولي خوب از اونجا که "انسان جايزالخطاست" اونم اينقدر تمرين مي کنه تا کم کم ياد مي گيره. سفيد کننده مي زنه به چه سفيدي... ريمل مي زنه به چه سياهي... رژ مي زنه به چه قرمزي... مي شه مث کلاه قرمزي... !!

موهاشو که دمب اسبي مي کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد مي کنه و مي ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموي اضافي سمت راستم حکايت داره . نماد خودشه و دختري که انشالا اونرو

باهاش آشنا مي شه . عشقه ديگه...چه مي شه کرد ؟

يه زنجير طلا گردنش مي ندازه اونقدر پهن که آدمو ياد قلاده سگاي "ژرمن پرد" مي ندازه . يه دستبند مي ندازه دستش که چنان جرينگ جرينگ مي کنه که آدمو ياد زنگوله "بزغاله هاي شبيه سازي شده به
دست پژوهشگران توانمند ايراني" مي ندازه . بعد که کامل شد مي ره سر مسير وايميسه . واسه شروع کار سعي مي کنه مخ دختراي پنجم دبستاني و اول راهنمايي رو شيربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا ميگيره و مي ره سر مسير دبيرستانيا .


اولش فقط با يکي دوست مي شه ولي کم کم مي فهمه هر چيزي يه زاپاس لازم داره ، پس مي ره دنبال يه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجايي که فکر مي کنه هر چيزي يه زاپاس مي خواد ، واسه زاپاسشم ميره دنبال زاپاس و...

اگه قيافه داشته باشه (پسره رو مي گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور مي کنه براش خرج کنن . ولي واي به حال اون بيچاره بدقيافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پياده بشه... که ولش نکنن .

مي گذره و مي گذره و مي گذره تا کم کم مي فهمه عاشق يکي از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خيلي حرفه اي تشريف داره شروع مي کنه به آمار گرفتن از دختره که مي بينه بله... آمار طرف پاکه و خانم

از برگ گل پاک تره و قبلا با هيچکس دوست نبوده . شروع مي کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همين يکي که عاشقشه بمونه . شروع مي کنه واسه دختره خريدن کادو ، هديه ، انگشتر ، تاپ ،

شلوار ، روسري... مي گذره تا اينکه يه روز زنگ مي زنه گوشي "خانم بچه ها" مي بينه "حاج خانم" جواب نمي ده . چند روزي مرتب زنگ مي زنه و جواب نمي گيره . بخاطر دوري و بي خبري از عشقش مريض

مي شه . مي برنش بيمارستان.... که مي فهمن بله... آقا ايدز داره !


وقتي از بيمارستان مياد بيرون نتيجه گيريش از اتفاقات گذشته اينه :

يه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مريضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد !

و اون طرف معادله رو اينجوري مي نويسه :

دخترا رو عاشق خودم مي کنم ، خرشون مي کنم ، مريضشون مي کنم ، بدبختشون مي کنم ، ولشون مي کنم !!


نميدونم اين مطلب طنز بود يا واقعيت؟!ولي هميشه طنزها از واقعيت ريشه ميگيرن !؟! البته پسرای پچ پچ ماهتر از این حرفان که این خصوصیات رو داشته باشن.

tongue.gif
جستجو در اينترنت

موتورهاي جستجو (Search Engine) سايتهايي هستند كه داراي برنامه جستجو گر ميباشد از جمله موتورهاي جستجوگر معروف ميتوان موارد زير را نام برد.


http://www.google.com/

http://www.yahoo.com/

http://www.altavista.com/

http://www.infoseek.com/

http://www.hotbot.com/

http://www.msn.com/




جستجو در اينترنت دو صورت دارد:

1- بر اساس كلمات كليدي

2- جستجو از طريق category


قواعد حاکم بر جستجو :


AND
IRAN and Industry صفحاتي كه مربوط به يك كدام يا هر دو باشد مي يابد. گيومه � � در ابتدا و انتهاي كلمه براي جستجو دقيق استفاده ميشود.

استفاده از پرانتز :

جستجوي ما را واحد ميكند IRAN+INDUSTRY- not Isfahan در مورد صنعت ايران صفحاتي را جستجو ميكند كه Isfahan در آنها نيست .

* تذكر :

(به جاي AND ميتوان از + و به جاي NOT ميتوان از � نيز استفاده كرد.)

Case : اغلب موتورهاي جستجو به بزرگي و كوچكي حروف حساس هستند.

Match Case : جستجوي گسترده در اينترنت روش مناسب جهت گسترده کردن جستجو در اينترنت از Match Case ميباشد.

شما با وارد کردن کلمه جستجو امکان Search در بيش از يک موتور جستجو را داريد. به نمونه اي از آنها اشاره ميکنيم.
http://www.dogpile.com/



نمايش نتايج جستجو :

آخرين بخش هر جستجو نمايش نتايج است نتايج جستجو بيشتر بصورت URL نمايش داده ميشوند جستجوي نتايج معمولا از نزديكترين نتيجه به ضعيف ترين آن مرتب ميشوند و امكان رجوع به صفحات ديگر نيز فراهم ميشود.

در اينجا به ذكر چند Search engine در ارتباط با موضوعهاي متفاوت مي پردازيم.

جستجو براي كتاب :

http://www.amazon.com/


جستجو براي مقاله :

http://www.findarticle.com/

چندين سايت براي معرفي و شناسايي افراد :

http://www.whowhere.com/

http://www.peoplesearch.com/

http://www.four11.com/

براي موضوعات علمي و تخصصي :

http://www.google.com/

براي تفريح و سرگرمي :

http://www.yahoo.com/

معرفي سايتهاي كاربردي

http://www.farsilinks/


سايتهاي خبري

http://www.cnn.com/

http://www.itkhabar.com/


وضعيت آب هواي جهان

http://www.weather.com/

نرم افزارهاي رايگان

http://www.download.com/

http://www.freeware.com/

پيدا كردن شغل

http://www.hotjobs.com/

http://www.cnn.com/

http://www.monster.com/

مسافرت

http://www.travel.com/


http://www.expedia.com/
ورزشي

http://www.sports.com/


http://www.sportsnews.com/

پزشكي

http://www.healthfinder.com/

http://www.meds.com/


تخصصی

http://www.esfahanit.com/


مکمل‌های ورزشی

مولتی‌ویتامین مینرال

ورزش‌های شدید و طولانی باعث تولید مواردی در بدن و آسیب‌های غشایی می‌شوند که نهایتاً باعث آسیب‌هایی به اندام‌های بدن می‌شوند بنابراین توصیه می‌شود به ورزشکاران که از ویتامین‌های ث، ایی، بتا‌کاروتن و مواد معدنی مثل روی و سلنیم استفاده کنند.

ویتامین‌های گروه ب، فولات و کلسیم و روی در ورزشکاران اهمیت زیادی دارد. در ورزش‌های سنگین نیز نیاز به ویتامین‌های گروه ب افزایش می‌یابد.

مکمل‌های پروتئینی

مصرف این پروتئین‌های مکمل مثل وی (پروتئین آب پنیر) منع نشده است ولی نباید بیش از حد مصرف شود زیرا باعث افزایش دفع آب و کم‌آبی می‌شود. بار کلیوی و دفع کلسیم را افزایش می‌دهد

کراتین

دفع این ماده از کلیه‌ها نیاز به آب دارد پس ورزشکار نباید بیش از 5 گرم در روز مصرف کند تا دچار عوارض کم‌آبی نشود. مکمل‌‌یاری کراتین در بسیاری از ورزشکاران به سبب افزایش احتباس آب در بدن سبب افزایش وزن می‌شود.

اسیدهای آمینه شاخه‌دار

مصرف این مواد به‌مقدار کم به‌تنهایی یا به‌همراه کربوهیدرات پس از ورزش می‌تواند سبب بهبود تعادل نیتروژن، پروتئین‌سازی، کاهش آسیب ماهیچه‌ای و افزایش ایمنی شود. البته جایگزین کردن اسیدهای آمینه با پروتئین رژیم غذایی باعث کمبود آهن، روی، نیاسین(ب3) و تیامین (ب2) می‌شود
آخرين بيننده


28 Jun 2010 - 14:14


24 Apr 2010 - 13:54


12 Apr 2010 - 22:26


6 Mar 2010 - 11:17


9 Feb 2010 - 17:06

نظر ها
مريمي
سلام تبريك ميگم!!!
مديرشدنت رو ...اميدورام فردي موفق و پيروز شي
30 Nov 2009 - 13:11
ARCHER
سلام آقا مدیر
پست جدید مبارک
چه خبره همه دارن مدیر میشن!!!!
28 Nov 2009 - 23:19
آفتاب
هیدن جون...مدیر شدنت مبارک ...
همیشه به خوشی آقاااااا
28 Nov 2009 - 12:52
كوچولو موچولو
سلام داداشي
24 Nov 2009 - 22:44

دوستان
m25

276 ارسال ها
16th July 2010 - 06:20 PM

2847 ارسال ها
29th August 2010 - 12:03 PM

0 ارسال ها
8th July 2009 - 03:07 PM

2570 ارسال ها
19th August 2010 - 01:58 AM

534 ارسال ها
27th February 2010 - 01:45 AM
ديدن همه دوستان
RSS مشاهده نسخه بدون عكس سايت زمان کنوني: 7th September 2010 - 04:30 AM