![]() ![]() |
Feb 14 2010, 10:17 PM
ارسال
#1
|
|
![]() عضو قدیمی گروه: مدیر تالار ارسال ها: 2,570 عضو شده: 17-July 09 مکان: بی سرزمین تر از باد شماره کاربري.: 7,158 سن : 27 |
خانواده خانواده (Family) نخستین نهاد اجتماعی است. اکثر افراد در خانواده بدنیا میآیند و در خانواده نیز میمیرند. خانواده شالوده حیات اجتماعی محسوب گردیده و گذشته از وظیفه تکثیر نسل و کودک پروری برای بقای نوع بشر وظایف متعدد دیگری از قبیل تولید اقتصادی ، فرهنگ پذیر کردن افراد را نیز بر عهده دارد. بنابراین خانواده عامل واسطهای است که قبل از ارتباط مستقیم فرد با گروهها ، سازمانها و جامعه نقش مهمی در انتقال هنجارهای اجتماعی به وی ایفا مینماید. از سوی دیگر با توجه به اینکه خانواده با نظام پایگاهی جامعه در ارتباط است، موقعیت فرد نیز تا حدودی مبتنی بر موقعیت اجتماعی خانوادهاش خواهد بود.. تعریف خانواده خانواده یک واحد زیستی (بیولوژیکی) است که تشکیل آن مبتنی بر پیوند زناشویی است که براساس آن افراد دارای رابطه سببی یا نسبی بوده و با یکدیگر خویشاوند هستند. اهمیت روان شناختی خانواده مهمترین عامل اجتماعی شدن در زندگی هر انسان ، تجارب دوران کودکی وی در محیط خانواده است. فضای خانواده آکنده از مهر و محبت ، فداکاری و گذشت ، صمیمیت و گرمی و در عین حال گاهی توام با حسادت و رشک ، دشمنی و کینه توزی ، نفرت و خشم است. کودکان در جریان اجتماعی شدن اینگونه عواطف را در کنار والدین و خواهران و برادران خود تجربه میکنند. اعضای خانواده آنقدر به هم وابستهاند که هر نوع مشکل یا مسئله یک عضو خانواده بطور مستقیم یا غیر مستقیم بر زندگی سایر اعضا تاثیر میگذارد. از طرف دیگر خانواده به دلیل همین نفوذ و تاثیر بر افراد ، گاهی به عنوان روشی برای درمان اختلالات بکار میرود. روان شناسان بالینی و مشاوره گاهی ترجیح میدهند در درمان یک فرد ، همه اعضای خانواده را از نزدیک ملاقات کنند. مطالعات مربوط به خانواده مطالعات مربوط به خانواده حوزههای مختلفی را در بر میگیرد. از جمله این حوزهها میتوان ازدواج ، تشکیل خانواده ، تعاملهای زناشویی ، روابط والدین و فرزندان (کودکان) ، اختلافات خانوادگی ، طلاق و جدایی و … را میتوان نام برد. هر یک از این حوزهها ابعاد وسیعی را شامل میشود. مشکلات مربوط به مطالعات خانواده...چند وجهی بودن موضوع خانواده یک نهاد چند وجهی (چندبعدی) است که روابط درون آن از پیچیدگیهای ویژهای برخوردار است که در مطالعات خانواده باید مدنظر قرار گیرد. این بدان معنی است که افراد خانواده تاثیر متقابلی بر رفتار (Behavior) همدیگر دارند و جدا کردن یا عدم توجه به این تاثیرات باعث کاهش اعتبار (Validity) یا بیاعتباری نتایج مطالعات میشود. تفاوتهای زمانی خانواده یک نهاد ایستا نیست، بلکه پویا است. تعریف و نگرشی که به خانواده درحال حاضر وجود دارد با نگرشهای نیم قرن پیش تفاوت زیادی دارد و مطمئنا در طول سالهای آینده نیز دچار تحول خواهد شد. بنابراین تعمیم نتایج مطالعات دیروز به خانوادههای امروزی و تعمیم نتایج امروز به فردا کاری اشتباه است و به برداشتی نادرست از وضعیت خانواده و در نتیجه برنامهریزی غلط منجر میشود. این مطالعات باید همراه با تحول خانوادهها در طول زمان ، متحول شوند تا نتایجی کار آمد و قابل استناد ارائه دهند. تفاوتهای فرهنگی تعریف و نگرشی که به خانواده در یک جامعه وجود دارد با جوامع دیگر تفاوتهای زیاد و در بعضی مواقع بنیادی دارد. نوع ازدواج ، روابط زناشویی ، شیوه فرزندپروری و … در فرهنگ شرقی بویژه در فرهنگ ایرانی اسلامی با فرهنگهای غربی تفاوت بنییادی دارد. همچنانکه در درون یک جامعه نیز خرده فرهنگهای مختلفی وجود دارند که شیوهها و سنتهای مخصوص خود را دارا میباشند و با توجه به این واقعیت بحث از خانواده بدون توجه به عوامل فرهنگی از اعتبار لازم برخوردار نخواهد بود. ارتباط باسایر مباحث در حوزه روان شناسی ، روان شناسی خانواده از نتایج روان شناسی رشد در درجه اول از روان شناسی یادگیری و روان شناسی تربیتی در درجه دوم استفادههای زیادی میبرد. همچنین روان شناسی خانواده ارتباط جدانشدنی با برخی از علوم انسانی مانند جامعه شناسی ، علوم اجتماعی و مردم شناسی دارد. کاربردها روان شناسی خانواده با استفاده از تحقیقات سایر حوزههای روان شناسی و همچنین تحقیقات مربوط به خانواده به بررسی موانع و مشکلات مربوط به خانواده از قبیل مشکلات ازدواج و دوران نامزدی ، اختلافات زناشویی و علل آن ، شیوه تعامل و روابط زناشویی و همچنین شیوه تعامل با فرزندان و … میپردازد تا برای بهبود روابط خانوادگی و پیشبرد بهداشت روانی خانواده راهکارهای عملی ارائه دهد. -------------------- ![]() |
|
|
|
Feb 14 2010, 10:19 PM
ارسال
#2
|
|
![]() عضو قدیمی گروه: مدیر تالار ارسال ها: 2,570 عضو شده: 17-July 09 مکان: بی سرزمین تر از باد شماره کاربري.: 7,158 سن : 27 |
مادر مادر قلب خانه و مظهرمهرو عاطفه ، عشق و احساس ، محبت و صفا است ، در پی ریزی سعادت کودکان سهم فوق العاده دارد، او می تواند اعضای خانواده را سعادتمند و بهشتی کند و یا زمینه تباهی و فساد را در آنان بوجود آورد . مادر سرچشمه فضیلت است ، درس عملی تقوا و خدا ترسی او ، راهنما و نافذ در قلب اعضای خانه است و بر عکس او می تواند منشأ رذیلت ها باشد و ابتاع خانواده را به بدبختی و فلاکت بکشاند ، فرزندان را فاسد و شوهر را از زندگی متنفر سازد . زن در عین نگرانی و ناراحتی باید روحیه ی خود را قوی داشته باشد . خانه ای که در آن مادر عصبانی است جهنم و طبعاً آشیانه بدبختی کودک است . مادر با مهر و محبت خود محیط خانه را دلچسب می کند و اهل خانه را شاد می کند . شادی ها از سوی او و لبخند ها با مشاهده چهره او شروع می شود . مادر خوب بر صد دکتر و مهندس برتری دارد و از صد مربی و معلم بالاتر است . اوست که در زیر دست خود انسان می پرورد ، ادب می آموزد ، تربیت می کند ، اخلاق می آموزد ، مادری تنها قنداق کردن و پوشیدن طفل نیست . این اشتباه است که کار مادری را کوچک بدانیم . او بانوی خانه و فردی محترم است . اسلام برای زن دنیایی بسیار زیبا ایجاد کرده است ، دنیایی که همه افراد آن باید به مادر احترام و تعظیم کنند . پیشاپیش هفته زن و روز مادر را به تمامی زنان و مادران عزیز تبریک می گویم و از خداوند متعال خواهان سلامتی وتندرستی و طول عمر با عزت همه آنان هستم. -------------------- ![]() |
|
|
|
Feb 14 2010, 10:33 PM
ارسال
#3
|
|
![]() عضو قدیمی گروه: مدیر تالار ارسال ها: 2,570 عضو شده: 17-July 09 مکان: بی سرزمین تر از باد شماره کاربري.: 7,158 سن : 27 |
چند نکته همسرداری 1- به همسرتان احترام بگذارید : احترام گذاشتن به همدیگر را به عنوان یک اصل مهم زندگی زناشویی بپذیرید . 2- مشوق همسر خود باشیم : رفتارهای مثبت همسرمان را تحسین کنیم . 3- گذشت و عفو داشته باشیم : از خطاهای یکدیگر بگذریم . 4- با یکدیگر مهربان باشیم : مالک قالب همسرمان باشیم . 5-راستگو باشیم : صداقت از بهترین سرمایه های زندگی مشترک است . دروغ پایه های زندگی را سست می کند . 6- کم توقع باشیم : از همسرمان به اندازه توانایی اش انتظار داشته باشیم . 7- قدرشناس باشیم: از همسرمان بخاطر انجام وظایف ، مسؤلیت ها و همکاری هایش قدردانی کنیم . ( گفتن کلمه دوستت دارم را به همسرتان، هرگز فراموش نکنید)
-------------------- ![]() |
|
|
|
Apr 6 2010, 07:07 PM
ارسال
#4
|
|
![]() مريم گروه: مدیر تالار ارسال ها: 2,932 عضو شده: 15-June 09 مکان: بوشهر شماره کاربري.: 6,432 سن : 19 |
![]() یک زندگی همه چیز تمام داشته باشید برای ایجاد یک تغییر ماندگار در زندگی، باید هم به جنبه های بیرونی و هم درونی کاری که برای ایجاد یک تجربه رضایت بخش تر در زندگی لازم است، توجه داشت. برای اینکه از زندگی نهایت استفاده را ببریم، رویکردمان نسبت به ارزیابی که از وضعیت فعلیمان داریم باید رویکردی جامع باشد و در قسمت هایی که رضایت چندانی از سطح تعهدمان نداریم، تغییرات مناسب ایجاد کنیم. برای ارزیابی خود باید چهار جنبه را در یک برنامه جامع برای رشد و پیشرفت و سلامت خود در آینده مد نظر قرار دهیم: این جنبه ها عبارتند از: تجربیات درونی شخصی خودمان رفتارها و ظاهر بدنمان ارتباطات فرهنگی مان جامعه و محیط اطرافمان در زیر به سوالاتی اشاره می کنیم که برای ارزیابی تجربیات درونی شخصی می توانید از خودتان بپرسید: از نظر احساسی من در چه وضعیتی هستم؟ آیا احساس آرامش می کنم یا اینکه عصبی هستید؟ آیا لازم است از تکنیک ها کاهش استرس استفاده کنم تا استرس زندگیم کمتر شود؟ روحیاتم اخیراً در چه وضعیتی بوده؟ چطور می توانم زندگیم را لذت بخش تر بکنم؟ از نظر ذهنی و فکری در چه وضعیتی هستم؟ آیا نسبت به کارهایی که اخیراً انجام می دادم، انگیزه ذهنی دارم؟ آیا فراموشکار شده ام و افکارم پریشانند؟ چطور می توانم تمرکز ذهنیم را در زندگی بالاتر ببرم؟ از نظر معنوی در چه وضعیتی هستم؟ آیا ارتباط معنوی معناداری دارم؟ آیا باید فعالیت های معنوی زندگیم را بیشتر کنم؟ در ارزیابی وضعیت ظاهری بدن و رفتارهایتان باید بر چیزهایی که ژنتیکی به شما ارث رسیده، وضعیت بدنتان و همچنین سلامتی عمومیتان توجه کنید. اگر توارث ژنتیکیتان طوری است که شما را در معرض برخی بیماری های خاص قرار می دهد باید بیشتر از حد معمول مراقب خودتان باشید. باید به اندازه کافی استراحت و ورزش داشته باشید، رژیم غذایی متوازنی را دنبال کنید و به مقدار لازم از مایعات استفاده کنید تا در وضع سلامتی خوبی بمانید. نگه داشتن وزنتان در حد نرمال نه تنها باعث می شود که احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید بلکه بسیاری از خطرات سلامتی را هم از شما دور می کند. چکاپ ها پزشکی مداوم هم برای جوانان و هم برای افراد سالخورده توصیه می شود. از خودتان بپرسید چطور می توانید با ایجاد برخی تغییرات در الگوهای رفتاریتان، سلامت بدنتان را ارتقاء دهید. ارتباطات ما با دیگران حس تعلق و حمایت در سختی ها زندگی به ما می دهد. برای این منظور باید ارتباطاتمان را با خانواده، عزیزان، دوستان، آشنایان، همکاران و دیگران بسنجیم. خیلی از افراد انرژیمان را می گیرند اما خیلی ها هم به ما انرژی می دهند. باید یاد بگیریم دقتمان را بیشتر با آنهایی بگذرانیم که به ما انرژی می دهند و تا می توانیم زمان کمتری را در کنار کسانی باشیم که انرژیمان را هدر می دهند. از خودتان بپرسید برای ارتقای روابطتان با آنهایی که فکر می کنید نادیده شان گرفته اید در چند روز آینده چه باید بکنید؟ چطور می توانید ارتباطاتتان را زنده تر و رضایت بخش تر بکنید؟ و در آخر محیط اطرافمان که آن هم عامل بسیار مهمی در ایجاد یک زندگی جامع و کامل برای ماست. از خودتان بپرسید که با محیط اطرافتان چطور برخورد می کنید؟ آیا برای حفظ امنیت و سلامت آن هر چه در توانتان باشد انجام می دهید؟ آیا در خانه، جامعه، در شهر یا کشورمان، و به طور کل در همه جای دنیا برای محیط اطرافمان ارزش قائل هستیم؟ آیا از تکنولوژی به نحو احسن استفاده می کنیم؟ برای زیباتر کردن دنیای اطرافمان چه می توانیم بکنیم؟ اعتقادات ما قدرت زیادی در تعیین احساس و عمل ما دارد. دستگاه اعتقادی ما هرچه امیدوارتر، مثبت تر و خوشبین تر باشد، احساس انرژی و لذت بیشتری در زندگی خواهیم داشت و فرصت های بیشتری برای ایجاد زندگی که دوست داریم در اختیارمان خواهد بود. -------------------- ازغم نفس هایی که به شماره افتاده است وچهرهء مادری که خسته است
وکودک اش را می بیند که هر چند دیگر کوچک نیست اما ناتوان تر از دیروز های دور در گوشه ای افتاده است و فس های آخر را می کشد |
|
|
|
Apr 8 2010, 01:46 PM
ارسال
#5
|
|
![]() عضو قدیمی گروه: مدیر تالار ارسال ها: 2,570 عضو شده: 17-July 09 مکان: بی سرزمین تر از باد شماره کاربري.: 7,158 سن : 27 |
مقاله ایی درباره ی علل اختلاف عروس و داماد جدید با خانواده ی همسر وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند در واقع گستره ی وسیعی از ارتباطات اجتماعی را تشکیل می دهند. بخش عمده ای از این روابط بین زن و شوهر و سپس اقوام و دوستان و آشنایان و بخشی هم به ارتباطات خانواده های زن و شوهر برمی گردد که پس از شروع زندگی مشترک خود به خود به هم گره خورده اند. در این میان رابطه عروس با خانواده شوهر و داماد با خانواده زن در فرهنگ ما اهمیت ویژه ای دارد. طبیعی است که عضو جدید در هر خانواده باید پذیرفته شود. اما گاه پیش می آید که به دلایل مختلف، خانواده ها وجوه مشترک کمی با یکدیگر دارند. این جاست که پذیرش عروس یا داماد جدید با دشواری رو به رو می شود و ممکن است سرمنشاء اختلاف های جدی و درگیری های خانوادگی شود. از این رو طبیعی است که انتخاب صحیح همسر و توجه به طبقه اجتماعی و مشترکات بین خانواده در کاهش اختلافات احتمالی نقش اساسی دارد. از سوی دیگر روان شناسان توصیه می کنند زن و شوهر پس از ازدواج باید تفاوت های میان والدین خود و والدین همسر را فراموش کنند و آن ها را همان طور که هستند بپذیرند در این میان اگر بگوییم رابطه عروس و مادر شوهر جزو پیچیده ترین ، معنادارترین و پرفراز و نشیب ترین رابطه ها در گستره روابط اجتماعی فرد پس از ازدواج است بیراه نگفته ایم. روان شناسان توصیه می کنند زن و شوهر پس از ازدواج باید تفاوت های میان والدین خود و والدین همسر را فراموش کنند و آن ها را همان طور که هستند بپذیرند. در گذشته زندگی عروس با خانواده شوهر امری مرسوم بود. اما با گذشت زمان و حذف سنت های مختلف در حال حاضر کمتر عروسی به زندگی مشترک با مادر شوهر راضی می شود و جوانان امروزی از روز اول، زندگی مستقل و متکی به خود را می طلبند. با این همه اختلاف ها و معضلات بین عروس و مادر شوهر همواره و در تمامی طبقات اجتماعی وجود داشته است و اغلب در بسیاری از موارد رابطه داماد و مادر زن اغلب خوب است در حالی که رابطه عروس و مادر شوهر در برخی مواقع تیره و تار است. این مشکل در واقع یک مشکل فرهنگی است. همان طور که دکتر مصطفی اقلیما، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بر آن صحه می گذارد. وی می گوید: اصولا در تمامی طبقات اجتماعی جامعه و در میان اقشار ضعیف و غنی به دختران مان به طور ناخودآگاه یاد می دهیم که وقتی به خانه بخت رفتند مواظب خواهر شوهر و مادرشوهر خود باشند. از آن ها کم نیاورند و به این ترتیب آن ها را با یک سپر دفاعی به خانه بخت می فرستیم. گویی او مجبور است در مقابل خانواده همسر همواره جبهه گیری کند . در حالی که هرگز به پسرمان که قرار است ازدواج کند چنین توصیه هایی نمی کنیم. دقت کنید که اگر تازه دامادی وارد منزل ما شود ضمن ادای احترام و عزت فراوان، همه چیز را برای رضایت خاطر او و دختر خودمان فراهم می کنیم و روابط حسنه را با او گسترش می دهیم اما با عروس جدید محتاطانه و از روی حس کنجکاوی برخورد می کنیم. به عبارت دیگر از آن جا که توجه به مردان در خانواده های ایرانی بیش از زنان است کمتر دامادی با خانواده همسرش دچار مشکل می شود ، اما رابطه عروس و مادرشوهر اغلب با کوچک ترین سوءتفاهمی دستخوش تغییر می شود و اختلاف ها بالا می گیرد. به دلیل وابستگی بسیاری از مادران به پسر خود ، اختلاف های آن ها با عروس شدت می گیرد. اغلب آن ها در پذیرش عروس خود دچار مشکل می شوند . از طرف دیگر نداشتن مهارت های برقراری ارتباط، کم سن و سال بودن و نداشتن مهارت حل مسئله باعث می شود کوچک ترین مشکل زوج جوان در ابتدای زندگی با کشیده شدن به خانواده های طرفین به یک معضل بزرگ تبدیل شود. اغلب خانواده ها 1تا2 سال پس از ازدواج می توانند عروس جدید خود را بپذیرند و به زمان نسبتا طولانی نیاز دارند. از سوی دیگر دختر نیز با یک سپر دفاعی پا به خانه مادرشوهر گذاشته همواره مترصد یک حرکت اشتباه یا گفته نسنجیده است که آن را بهانه شکایت از خانواده همسر قرار دهد. بنابراین بهتر است عروس جوان برای پرهیز از به وجود آمدن تنش بین خود و مادرشوهر تلاش کند. اولین گام احترام متقابل است. رابطه ای که در آن احترام حاکم باشد هرگز به تنش و دعوا و درگیری متمایل نمی شود. طرفین باید سعی کنند از رفتارهایی که حساسیت طرف مقابل را برمی انگیزد، خودداری کنند. عروس جوان باید با ذکاوت و تیزبینی خود این موارد را بدون این که از زبان همسر بشنود شناسایی و با رعایت آن ها و جلب احترام، از بروز تنش ها جلوگیری کند. لازم نیست زن و شوهر جوان کوچک ترین اختلاف خود را با پدر و مادر در میان بگذارند. پدر و مادر از سر محبت و دلسوزی بیش از حد به فرزند، ناراحتی دختر یا پسر خود را فراموش نمی کنند در حالی که زوج جوان ساعتی بعد، همه چیز را فراموش کرده اند یکی دیگر از اقدامات این است که رفتار نادرست والدین همسرمان را به حساب همسرمان نگذاریم، عروس جوان بهتر است صبر کند و در موقعیت مناسب همسرش را در جریان آزردگی خاطر خود قرار دهد تا مسئله حل و فصل پیدا کند. بیان شکایت آمیز از رفتار و گفتار خانواده همسر ، فقط رنج و ناراحتی همسرمان را تشدید می کند و در طول زمان باعث عمیق شدن اختلاف ها می شود. بهتر است از آزردگی هامان نه به صورت شکایت بلکه به صورت درد دل صحبت کنیم. همچنین لازم نیست زن و شوهر جوان کوچک ترین اختلاف خود را با پدر و مادر در میان بگذارند. پدر و مادر از سر محبت و دلسوزی بیش از حد به فرزند ، ناراحتی دختر یا پسر خود را فراموش نمی کنند در حالی که زوج جوان ساعتی بعد ، همه چیز را فراموش کرده اند ، بنابراین صبوری و مدارا در حل مشکلات کلید اصلی کاهش تنش بین زوج و خانواده های آن هاست. بی اهمیتی به والدین همسر ، قطع رابطه با آن ها، کاستن علاقه فرزندان به خانواده طرف مقابل، جبهه گیری در بیشتر موارد ، توجه بیش از حد به والدین خودمان و رفتارهایی از این دست ، فقط در طول زمان به جدایی بیشتر زوج از یکدیگر می انجامد و زمینه اختلاف های بعدی را فراهم می کند -------------------- ![]() |
|
|
|
Apr 10 2010, 06:27 PM
ارسال
#6
|
|
![]() مريم گروه: مدیر تالار ارسال ها: 2,932 عضو شده: 15-June 09 مکان: بوشهر شماره کاربري.: 6,432 سن : 19 |
چگونه خوشحال زندگی کنیم؟ 1- خوش بین باشید بـه زنـدگی با دیـدی مثـبـت نگـاه كـنـید تـا خـود را بـه دلیل احساس انرژی و خوشحالی بسیار زیادی كـه نصیبتان خواهـد شد، متعجب سازید. بـه یاد داشته باشید كه افراد شاد و مثبت بیشتر می توانند دیگران را مجذوب خود كنند . 2- دید وسیعی داشته باشید اجازه ندهید مسائل كوچك شما را آشفته نمایـد. بـرای رسیـدن بـه هـدف خـود پـایدار و مـقاوم باشید، خـواه آن هـدف ریاست، پرداخت رهن و یا یك ازدواج طولانی مدت باشد. در ایـن راه بـا موانـعی مواجه خواهید شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندی بخاطر مسائل كم اهمیت دوری نمایید . 3- سپاسگزار باشید از دیگران قدردانی كنید. از همكار خود بخاطر كمكش بشما تشكر كرده و بدلیل موفقیت در انـجـام كـارش بـه او تـبریك بـگویید. بـه خدمتكاری كه صبحانه شما را برایتان می آورد كـلمـه ای محـبت آمیـز بیان كنید. به شخص درمانده ای كـه در خـیـابان از مـقـابـلـش رد میشوید، چند سكه كمك نموده و از اینكه زندگی مسرت بخشی دارید شكرگزار باشید . 4- از زندگی لذت ببرید به كارهایی مبادرت نمایید كه از انجام دادن آنها لذت میبرید: اتومبیلتان را بـشوییـد، بـه برخی تعمیرات جزئی در منزل بپردازید، تلویزیون تماشا كنـیـد، خرید بروید. برای خود یك اولویت قائل شده و آنچه را كه دوست دارید انجام دهید . 5- از جسم خود مراقبت نمایید خوب بخورید و ورزش كنید. به باشگاه رفته و كمی بدوید یـا در یـك بازی ورزشی شركت كنید. هـمراهی نمودن یـك تـیم به عنـوان یـك عضـو و بیرون رفتن با هم تیمی ها بعد از بازی، برای جسم و فكر شما مفید خواهد بود . 6- برنامه های خود را تغییر دهید برنامه های روزانه خود را عوض نموده تا انرژی جـدیدی پیدا كنید. مرز مشخصی بین كار و تـفریح ایـجاد نـمایید. بـرای فـعالیتهای ســرگرم كننده و یا تفكر در محیطی آرام از خانه خارج شوید . 7- با مردم در تماس باشید آیا بخاطر می آورید زمانـی كـه یك دوست قدیمی بطور غیر منتظره با شما تماس گرفت چه احساسی داشتید؟ برای یكی از آشنایان ایمیلی ارسال نمـوده یا با افراد فامیل و یا دوستان قدیمی خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شوید . 8- خلاق باشید روزنه ای برای انرژی خلاق خود بیابید. این ممكن است شـامـل كـاردسـتـی، باز سازی، نقاشی، ترسیم كاریكاتور، نویسندگی و یا حتی باغداری باشد. مهم نیست كه چــقدر مشغله داشته باشید و یا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بی حالی می كـنـیـد، اگـر زمـانی را برای انـجـام فـعـالیت های خلاق اختصاص دهید، احساسی شادتر و سالم تر خواهید نمود . 9- برای خود همدمی پیدا كنید تقسیم نمـودن تجربیات با كسی كه به او عشق می ورزید، خوشحالی شما را افزایش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنیت، رضایت و شادمانی در شما می گردد. روابط جنسی مشروع نیز میتواند بـرای ذهـن و جسم شما اثرات بسیار مفیدی داشته باشد . 10- با كسی صحبت نمایید یكی از دوستان خود را برای هم صحبتی و بیان احساسات و عقاید خود انتـخـاب كـنید. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وی بـه حـرفهایـتـان گوش می دهد چرا كه می داند شما نیز همین كار را برایش انجام خواهید داد . 11- تخیل كنید آرزوها و بلند پـروازی های خود را یادداشت نموده و به تدریج آنها را واقعیت بخشید آنگاه همیشه چـیزهایی بـرای انــتظار كشیدن، و جایی برای متمركز كردن انرژی خود خواهید داشت . 12- بخشنده باشید شاید زمان آن فرا رسیده باشد كه كسـی ( یـا خودتان ) را بخاطر چیزی كه اتفاق افتاده و یا گفتـه شـده مـورد بـخشایـش قـرار دهــید. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذیرفته و فراموش كنید. بدانید كه نمیـتوانید زمان را بـه عـقب برگردانید. شادمانی خود را با از یاد بردن نومیدی ها و شكستهای گذشته دوباره بدست آورید . 13- نگران نباشید، خوشحال باشید در دنـیای واقعی نمی توانیم از دیگران انتظار داشته باشیم تا برای ما شادمانـی ایـجـاد كنند. خوشحالی حالتی از ذهن است كه كاملا میتواند تحت كنترل شما باشد . [ b]محیط پیرامون خود را به گونه ای مهیا سازید كه فرصتـهایـی بـرای شناختن و لذت بردن از جنبه های مثبت و خوشایند زندگی را فراهم آورد. برای شاد بودن تلاش كنید[/b] -------------------- ازغم نفس هایی که به شماره افتاده است وچهرهء مادری که خسته است
وکودک اش را می بیند که هر چند دیگر کوچک نیست اما ناتوان تر از دیروز های دور در گوشه ای افتاده است و فس های آخر را می کشد |
|
|
|
May 2 2010, 12:49 AM
ارسال
#7
|
|
![]() عضو قدیمی گروه: مدیر تالار ارسال ها: 2,570 عضو شده: 17-July 09 مکان: بی سرزمین تر از باد شماره کاربري.: 7,158 سن : 27 |
نقش زن در آرامش خانواده مي توان گفت زن دو نقش اساسي در خانواده دارد: 1. نقش زن در قبال همه اعضاء خانواده. 2. نقش زن فقط در قبال شوهر. زن در مقابل شوهر بايد متواضع، مهربان، صميمي و دلسوز باشد. حافظ حريم خانواده، عفت و پاكدامني خود و تأمين كننده نيازهاي جنسي و عاطفي شوهر باشد. هر چه زن در انجام اين مسؤوليت ها نسبت به شوهر اهتمام بيشتري داشته باشد شخصيت او نزد شوهر محبوبتر و ارزش او والاتر خواهد بود و به استحكام زناشويي آنها افزوده خواهد شد. اما نقش و وظيفه زن در خانواده: مهمترين وظيفه زن خانه داري است و زن نبايد هيچ مسؤوليت و كاري را بر اين وظيفه مقدم بدارد، ادامه تحصيل و كار در خارج از خانه نبايد وظيفه اصلي زن كه خانه داري و شوهرداري است تحت الشعاع قرار دهد زيرا هيچ كس و هيچ چيزي نمي تواند جايگزين اين نقش مهم زن در خانه شود. رشد و تعالي خانواده، آرامش آن و بيمه شدن آن در مقابل عوامل آسيب زا همه بستگي به انجام وظيفه زن در خانه دارد اگر زن اين رسالت مهم را به خوبي انجام دهد همه اعضاء خانواده در پرتو تلاش او به رشد و شكوفايي دست مي يابند و آرامش واقعي بر فضاي خانواده حكم فرما خواهد شد. -------------------- ![]() |
|
|
|
May 18 2010, 07:59 PM
ارسال
#8
|
|
![]() عضو قدیمی گروه: مدیر تالار ارسال ها: 2,570 عضو شده: 17-July 09 مکان: بی سرزمین تر از باد شماره کاربري.: 7,158 سن : 27 |
10 راه ساده برای آرامش بخشیدن به زندگی زندگی در بهترین حالت خود، آشفته و پرهرج و مرج است. همه ما همیشه در عجله هستیم، چند کار را به طور همزمان انجام می دهیم و سعی می کنیم برای همه آدم ها همه کار بکنیم و ندرتاً وقت کافی برای خودمان می گذاریم. همه ما در جستجوی آرامشیم اما معمولاً آنچه که لازمه دستیابی به آن است را انجام نمی دهیم و دنبال راه هایی برای به دست آوردن آرامش می رویم که فقط هرج و مرج زندگیمان را بیشتر می کنند. در این مقاله راه های ساده ای برای ایجاد آرامش در زندگی به شما پیشنهاد می کنیم. 1) بدانید که کنترل هیچ چیز در دنیا به جز خودتان در دست کسی نیست. خودتان تنها چیزی هستید که کنترل کامل روی آن دارید. وقتی این مسئله را درک کنید، و براساس آن دیدگاه و عملکردهایتان را تغییر دهید، زندگیتان بیش از پیش آرام خواهد شد. وقتی سعی می کنید آدم های دیگر یا موقعیت هایی که فرای کنترل شماست را کنترل کنید، فقط زمانتان را هدر می دهید و بر آشفتگی زندگیتان اضافه می کنید. 2) برخی روابطتان را قطع کنید و روابط جدید ایجاد کنید. این کار چندان ساده نیست اما اگر زندگی آرامی می خواهید، باید اینکار را انجام دهید. در زندگی اکثر ما یکی دو نفر هستند—یا شاید هم بیشتر—که تاثیر چندانی روی زندگیمان ندارند. البته این به معنی پیدا کردن دوستانی که هیچ کاری برایتان نکرده اند نیست. موضوع این نیست که این افراد چه کاری برای شما انجام داده اند. مسئله این است که از نظر احساسی چه کمکی به شما کرده اند و چقدر سطح انرژیتان را بالا برده اند. منظور ما دوستانی است که مشکلات بیشماری در زندگیشان دارند و هربار که شما را می بینند فقط درمورد آن مشکلات منفی بافی می کنند. 3) درهم و برهمی زندگیتان را کمتر کنید. این به آن معنی نیست که همه وسایلتان را بیرون بریزید. نه، منظورمان این است که کمدها، طبقه ها و اثاثیه منزل و محل کارتان را مرتب کنید. در این مرتب کردن خودتان را از شر هر چیزی که به دردتان نمی خورد، لازم ندارید، استفاده نمی کنید و می توانید به راحتی بدون آن زندگی کنید خلاص کنید. می توانید این وسایل را به دیگران ببخشید، بفروشید یا در سطل آشغال بریزید. 4) اگر در روابط شخصیتان اختلافاتی دارید و هنوز از آن ناراحتید، رابطه تان را بهبود بخشید. بروید و با فرد مورد نظر صحبت کنید و احساستان را با او در میان بگذارید. اگر لازم باشد، عذرخواهی کنید و بخشش بخواهید یا از طرفتان معذرت خواهی طلب کنید و او را ببخشید. اگر آن رابطه ارزش نگه داشته شدن را داشته باشد، مطمئن باشید که می توانید آن را حفظ کنید. درغیراینصورت موجب ایجاد ناسازگاری و اختلاف می شود که بعد مجبور می شوید آن را قطع کنید. 5) بودجه و خرج و مخارجتان را از نو ارزیابی کنید. پول همه چیز را خیلی پیچیده می کند و برایتان آرامش نمی آورد. از قدیم گفته اند که پول خوشبختی نمی آورد اما لزوماً این جمله صحیح نیست. اگر نتوانید اجاره خانه را پرداخت کنید و صاحبخانه بیرونتان کند، خوشبت خواهید بود؟ مسلماً نه. اگر نتوانید هزینه تحصیلات فرزندانتان را فراهم کنید، خوشبخت خواهید بود؟ نه. اگر نتوانید قبض ها و مالیات ها را پرداخت کنید، سالی یکبار به مسافرت بروید یا برای فرزندانتان لباس نو بخرید خوشبخت خواهید بود؟ معلوم است که نه. پول برایتان امنیت و راحتی می آورد و نقش خیلی مهمی در خوشبختی کلی ما دارد. خرج و مخارج های غیرضروری را قطع کنید و پول بیشتری پس انداز کنید. دنبال شغل های پردرآمدتری باشید و مطمئن شوید که امنیت مالی خانواده فراهم باشد. 6) خودتان را ببخشید. به اشتباهات گذشته تان فکر کنید. ببینید کجای کارتان غلط بوده است و خودتان را ببخشید و بعد آن را به کلی از مغزتان بیرون کنید. ما از اشتباهاتمان درس می گیریم اما این به آن معنی نیست که باید همیشه این اشتباهات را در ذهنمان نگه داریم. همه ما انسانیم و حتی باهوش ترین انسانها هم اشتباه می کنند. پس خودتان را ببخشید و به زندگی ادامه دهید. 7) اخبار را خاموش کنید. مطمئناً نیاز دارید از آنچه که در دنیا می گذرد مطلع باشید. اکثر ما هر روز و گاهاً هر ساعت در پی اخبار جدید هستیم. از اینترنت استفاده کنید و از سرویس هایی مثل گوگل بخواهید که اخبار را به ایمیلتان پست کنند. فقط یک یا دو بار در هفته به سراغ این اخبار بروید و آنها را مطالعه کنید و دقت کنید که این زمان اصلاً عصرها نباشد که می خواهید خستگی آن روزتان را برطرف کنید. 8) برای هر هفته تان برنامه ریزی کنید. تا آنجا که در توانتان است آن برنامه را کامل جلو ببرید اما این را هم باید بدانید که بعضی اوقات لازم است که برنامه تغییر کند. اوقات فراغتتان را مشخص کنید و برنامه ریزی کنید که در آن اوقات سرگرمی های محبوبتان را انجام دهید. 9) استفاده از تکنولوژی را در زندگیتان محدود کنید. تکنولوژی آرامش نمی آورد. کامپیوتر بااینکه خیلی معصوم به نظر می رسد اما وقتی قرار باشد همه روز با انگشت روی دکمه های بزنید چندان معصوم نیست. اگر کمی درمورد آن فکر کنید، کاری طاقت فرسا به نظر می رسد. عادت کنید که کامپیوتر، تلویزیون، و تلفن همراه را خاموش کنید و با آرامش خیال بیرون بروید و از زندگیتان لذت ببرید. 10) برای خودتان وقت بگذارید. خیلی ها اهمیت این مسئله را فراموش می کنند. وقتی زمانی را فقط مخصوص خودمان کنار بگذاریم و هیچ چیز دیگری ذهنمان را به خود مشغول نکند، می توانید به رویاها و آرزوهایمان فکر کنیم و از آن لذت ببریم و ریلکس شویم. این بالاترین آرامش را نصیبتان می کند. در هیاهوی دنیای امروز، زندگی همانقدر پیچیده می شود که خودتان بخواهید. این به خودتان بستگی دارد که چه چیزهایی را در زندگیتان قبول کنید، اینکه دنیا را چطور ببینید و درمورد کارهای خودتان چه فکری بکنید. اما باوجود همه هرج و مرج ها می توانید آرامش را به زندگیتان برگردانید -------------------- ![]() |
|
|
|
Jun 9 2010, 05:51 PM
ارسال
#9
|
|
![]() عضو قدیمی گروه: مدیر تالار ارسال ها: 2,570 عضو شده: 17-July 09 مکان: بی سرزمین تر از باد شماره کاربري.: 7,158 سن : 27 |
چندین نکته درباره زندگی چندین نکته درباره زندگی - برای کارهای مهم آماده شو قبل از آن که زمان انجام کار فرا رسد و تو بفهمی مقدمات را فراهم نکردی. - وقتی در جمعی تصمیم می گیری به فکر و احساسات سایر اعضا توجه داشته باش. - اهدافی که می خواهی به آن ها برسی را تعیین کن و همیشه در ذهن داشته باش و فراموششان نکن. - همیشه نکات مهم و جالبی را که می خوانی جایی یادداشت کن این گونه برای همیشه آن ها را در بند حافظه ات اسیر می کنی. - هرگز بدون تجهیزات شخصی و ضروری به گردش و مسافرت نرو. - همیشه از استعدادهایت استفاده کن. حتی اگر به نظرت بی ارزش باشند. - اگر هدفی را دنبال می کنی با کسانی که در آن راه از تو جلوترند ارتباط برقرار کن. - اگر منظره یا مکان زیبایی را دیدی اول با قلبت به آن نگاه کن و لذت ببر سپس با دوربینت از آن عکس بگیر. - همیشه خونسرد و مودب باش حتی با دشمنت. - خودت را دست کم نگیر، دیگران هم آن طور که تو فکر می کنی یا خودشان می گویند موفق و بی نقص نیستند. - از کار دیگران الهام بگیر ولی یادت باشد کپی برداری قاتل خلاقیت است. از یک کار ضعیف شروع کنی بهتر از این است که تا ابد از دیگران تقلید کنی. - قبل از اینکه والدین یا دوستانت مجبورت کنند، خودت به آموختن روی بیاور. - در مجامع و انجمن های مختلف شرکت کن. - همیشه ظاهری مرتب و خوش بو داشته باش حتی هنگام کارگری. - به دیگران حسادت نکن. آن ها جای تو را نگرفتند دنیا آنقدر بزرگ است که همه ما در آن سهم یکسان و مناسب داریم تنها باید آن را عادلانه و با زحمت پیدا کرد. - سعی کن شخصیت خودت را بشناسی و ایرادهای آن را برطرف کنی. - بیشتر از همه در کارهایت، کمیت را فدای کیفیت کن. یک کار درست بهتر از 10 یا 100 کار ناقص و بی ارزش است. - سعی کن انتقادپذیر باشی، نه برای خوشایند دیگران برای ارتقای خودت. - منصفانه انتقاد، قضاوت و رفتار کن. - از همسرت درباره تصمیمات شغلی ات سوال کن. - سعی کن در میان هم رده هایت شخصیتی برجسته داشته باشی. - قوانین را رعایت کن. - در آینه به خودت نگاه کن. عصبانی شو، بخند، اخم کن ، ادا در بیار، تا بدانی هروقت که این رفتارها را انجام می دهی چهره ات چگونه می شود. - اگر روزی یک کتاب بخوانی در سال می شود 365 کتاب، یادت باشد در دنیا میلیون ها کتاب نوشته شده است که ما به خواندن آن ها نیازمندیم. پس حداقل هفته ای یک کتاب را بخوان! - همیشه با والدینت دردودل کن حتی اگر نوه داشته باشی یا والدینت در دنیا نباشند. - هر اتفاقی که می افتد برداشت های متفاوتی می توان از آن داشت، قطعا برداشت تو همیشه بهترین و درست ترین آن ها نیست. - به دنیای اطرافت توجه کن. - همیشه بهترین ها را انتخاب کن. - حرفه ای شدن زمان بر است حتی اگر نابغه باشی. - بهترین امکانات همان چیزهایی است که الان داری. - کلیشه ها را آگاهانه بشکن. این راهکاری است برای رسیدن به شیوه های جدید و خلاقانه. - یادت باشد بعضی وقت ها یا باید خر را داشته باشی یا خرما را! - طبیعت در هر ساعت از شبانه روز زیبایی خاص خودش را دارد. - برای خودت یک وبلاگ بساز و همیشه آن را به روز نگه دار. - قدر دانی را بپذیر و خودت هم نیز قدردان باش. - اگر در مورد چیزی می گویی"خوب است" یا " بد است" حتما علت آن را هم بگو. - همیشه با سوال پرسیدن گفتگوهایت را دوطرفه کن. - از هرچیز مهمی که با آن ها سر و کار داری، یک آرشیو داشته باش. یک روزی شدیدا به کارت می آیند. - هیچ چیزی بهتر از شروع پر اشتباه نیست. هرکسی باید از یک جایی شروع کند. - در مسابقات شرکت کن. - کارهایت را قبل از ارایه دادن بازبینی کن. - همیشه یادت باشد که چه کسانی باعث پیشرفت و موفقیت تو شده اند. بدان که باید آن ها را در موفقیت هایت شریک کنی نه برایشان اخم کنی و فخر بفروشی. - همیشه در کارهایت هوشمندانه خلاق باش. - برای حرفه ای بودن سعی کن مولف و صاحب سبک باشی. منبع : سایت مردمان -------------------- ![]() |
|
|
|
Jun 12 2010, 07:20 PM
ارسال
#10
|
|
![]() عضو قدیمی گروه: مدیر تالار ارسال ها: 2,570 عضو شده: 17-July 09 مکان: بی سرزمین تر از باد شماره کاربري.: 7,158 سن : 27 |
10 اشتباه بزرگ روز های اول ازدواج زوجهای جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترك هستند. آنها انسان هستند و دچار اشتباه میشوند. اما آگاهی از اشتباهات معمول میتواند به شما كمك كند كه مانع بروز آنها شوید. 1- به دوران پس از ازدواج فكر نمیكنید. بعضی از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج می شوند كه متوجه نمی شوند در گیر چه مسایلی شده اند. شما متاهل شده اید. جشن ازدواج شاید سرگرم كننده باشد اما فقط یك روز است. اكنون شما ناچار هستید با یكدیگر زندگی كنید، با هم كنار بیایید و خانواده خودتان را تشكیل دهید. از برنامه های جشن و بازتاب آن -از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان- لذت ببرید ، اما تمام مدت تصویر بزرگتری را در ذهن داشته باشید. شما به این دلیل با همسر خود ازواج كرده اید كه دوستش داشتید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد كه او را تغییر دهید. 2- سعی میكنید همسرتان را تغییر دهید. به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج كرده اید كه عاشقش بوده اید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد كه او را تغییر دهید. بدون شك، افراد بالغ به طرزی چشمگیر تغییر نمی كنند پس بهترین اطمینان شما این است كه همسر خود را قبول كرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت هایی كه با دیگران دارد و نه علی رغم آنها، دوست بدارید. تلاش برای عوض كردن همسرتان فقط احساسات او را جریحه دار كرده و زندگی مشترك شما را خراب می كند. 3- با خانواه همسرتان رابطه بدی را آغاز میكنید. اگر تا این لحظه به رابطه ی شما لطمه وارد شده، دست به هر كاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود بخشید. اولین نفری باشید كه صلح را برقرار می كند ، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها كسی كه آزرده خاطر می شود همسرتان است كه احساس می كند بین شما گیر افتاده است. 4- در مشاجرات اجازه میدهید احساسات شما پیروز شوند. پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ كشیدن در حل مشكل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان كمكی نمی كند. گفت و گوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را كنترل كنید ، زندگی تان را به مخاطره می اندازید. پس هر كاری را كه شامل این موارد است – از استراحت در میانه بحث تا طلب كمك به وسیله روش های درمانی – انجام دهید. زندگی تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست .درخود توانایی پذیرش مشكلات بزرگ تر را داشته باشید. 5- از بحث های سنگین اجتناب میكنید. هیچ كس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل كنترل مسایل مالی، راه های ممكن در صورت بچه دار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش بینی نشده ای مثل مرگ، بحث كند. با این حال اكنون كه متاهل شده اید، چاره ای جز صحبت درباه این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت كنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نا دیده نگیرید. زندگی تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست .درخود توانایی پذیرش مشكلات بزرگ تر را داشته باشید. ازدواج 6- بر سر مسایلی بیهوده دعوا میكنید. هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث می كند – از باز گذاشتن سر خمیر دندان تا آویزان كردن لباس روی دستگیره در- كه در نظر دیگران بی معنی است. بحث های خود را برای مسایل مهم تری نگه دارید. این دلخوری ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب های كثیف روی زمین است، باید خودتان را خوش شانس بدانیدهمسرتان شما را برای زندگی انتخاب كرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می شود كه تصور می كند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت كنید. این برای رابطه سم است.. 7- حسادت میورزید. همسرتان شما را برای زندگی انتخاب كرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می شود كه تصور می كند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت كنید. این برای رابطه سم است. 8- مثل دوران تجرد خود رفتار میكنید. اكنون زمان آن رسیده كه بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشكال نداشت كه شما مجرد بوده اید و هیچ كس در منزل منتظر شما نبوده است. به عنوان یك فرد متاهل، انجام بعضی كارها شایسته نیست. شما می دانید درست و غلط چیست. پس كار درست را انجام دهید. زن یا شوهری كه بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و كسی كه مهر و محبت همسر خود را انكار می كند، هیچ كار مفیدی برای زندگی مشتركشان انجام نمیدهد. 9- غرور را به زندگی مشترك خود راه میدهید. زن یا شوهری كه بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و كسی كه مهر و محبت همسر خود را انكار می كند، هیچ كار مفیدی برای زندگی مشتركشان انجام نمیدهد. او اجازه می دهد غرور و روش های حل مشكلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا كنید و رابطه شما به نتیجه برسد. باید ملایم تر باشید و راهی پیدا كنید كه مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید. 10- اوقات بسیار كمی را در كنار یكدیگر سپری میكنید. باید مانند یك گل از زندگی مشترك خود مراقبت كنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد كرد. بنابراین، باید برنامه ریزی كنید تا مدت زمان بیشتری را در كنار همسر خود باشید -------------------- ![]() |
|
|
|
Jun 19 2010, 11:22 AM
ارسال
#11
|
|
![]() عضو قدیمی گروه: مدیر تالار ارسال ها: 2,570 عضو شده: 17-July 09 مکان: بی سرزمین تر از باد شماره کاربري.: 7,158 سن : 27 |
تأثیر پدر بر رشد روانی دختر هنوز از زمانی که پدرها نقش رییس خانه را بازی میکردند، مدت زیادی نگذشته. اما این روزها برخلاف آن روز و روزگار، پدرها به فرزندانشان بسیار نزدیکتر شدهاند.... روانشناسان میگویند اینکه پدر هم به اندازه مادر برای رشد روانی کودکان مهم و باارزش است و برقراری تعادل بین روابط این دو با فرزندانشان میتواند از نظر روانی سبب رشد صحیح کودکان شود، از مسائلی است که این روزها زیاد در روانشناسی مورد بحث قرار میگیرد. مرد چون در میان کودک و مادر قرار دارد ـ هم به موجب حضور فیزیکی و هم به موجب جایگاه روانی خود ـ به کودک این اجازه را میدهد که هویت خاص خود بیابد. پدر نقش مهمی در شناسایی هویت جنسی کودک داشته و در عین حال که مادر سعی میکند با نقش حفاظتی خود فرزند را حفظ کند، پدر، او را به سمت بیرون گرایش میدهد و در کنار دادن حس اعتماد و امنیت به او اجازه شکستن محدودیتها را میدهد. پدر برای دختر بر خلاف پسرها نوعی «تایید» است و روابط بین آن دو به طور ناخودآگاه برای هر دو طرف اهمیت و برتری خاصی دارد. مهم این است که معمولا این رابطه که از همان ماه اول تولد آغاز میشود همیشه تعادل ندارد و گاهی یک رابطه بسیار نزدیک و عاطفی و گاهی یک رابطه با فاصله بین پدر و دختر شکل میگیرد. وقتی آزمایشات، باروری یک خانم را تایید میکند همسر او در رابطه با دختر یا پسر بودن فرزندش تفکر میکند. اما وقتی در سونوگرافی جنسیت جنین مشخص میشود هر یک از زن و مرد به شکل گوناگون در رابطه با فرزندش تفکر کرده و نگرانی، برنامه و خواستهای مخصوص به خودش را دنبال میکند. اگر پدر در محیطی پدرسالار بزرگ شده باشد که در آن ارجحیت با پسر بوده است معمولا مرد از اینکه جنسیت فرزندش دختر است، ناراحت خواهد شد. اگر این حس به قدری شدید باشد که بعد از تولد هم ادامه یابد احتمال دارد فرزند دختر به دلیل جنسیت خود در خانواده تحقیر شود. خوشبختانه روزگار عوض شده است. بسیاری از مردان به داشتن دختر افتخار میکنند چون زنان نیز توانستهاند مانند مردان تحصیل و کار کنند و سبب افتخار پدر شوند. ● رابطه پدر با دختر و تاریخچه زندگی گاهی نوعی رابطه دختر و پدر به تاریخچه زندگی شخصی پدر هم بازمیگردد. برخی مردان دوست دارند همان رابطهای را با دخترشان ایجاد کنند که با مادرشان داشتهاند و برخی دیگر عشقی را نثار او میکنند که نتوانستهاند تجربه کنند. نکته مهم اینجاست که پدر در ارتباط با دختر گذشته را رها کند و سعی نماید در زمان حال زندگی کند. برخی مردان از داشتن دختر خوشحال میشوند چون رابطه خوبی با پدر خود نداشتهاند. برای این دسته از افراد داشتن پسر به معنی تبدیل شدن به همان پدری است که آنها در کودکی از او خرسند نبودهاند. در حالی که داشتن دختر سبب میشود وزن تاریخ گذشته سبکتر شده و مرد بتواند رابطه جدیدی با فرزند خود ایجاد کند. ● پدر به دختر دنیا را میشناساند پدر برای دختر و پسر حکم کسی را دارد که بین فرزند و مادر جدایی میاندازد. مادر فرزند را به دنیا میآورد و پدر دنیا را به او میشناساند. در واقع پدر غریبه شناسانده شدهای است که او را از دستان قدرتمند مادر جدا کرده و در پناه خود به او هویتی مستقل در جهان میبخشد. در واقع این پدر است که دختر را به سمت دیگران فرستاده و به او دویدن و پریدن و دیگر تواناییهای فیزیکی را میآموزاند. وی همچنین حامی همیشگی دختر در فعالیتهای اجتماعی و هوشی است و به تربیت و آموزش او اهمیت زیادی میدهد. در ضمن پدر اولین مردی است که به عنوان نمونه جنس مذکر دختر با او آشنا میشود. ● عقده ادیپ و عقده الکترا سن ۳ تا ۶ سالگی اصطلاحا سن عقده ادیپ نام دارد. عقده ادیپ به رابطه بین پسر و مادر اشاره دارد و معادل آن در رابطه بین دختر و پدر، عقده الکترا نامیده میشود. این مرحله، مرحلهای ساختاری برای رشد کودک است. در صورتی که این مرحله به خوبی گذرانده شود و تعادلات هورمونی برقرار شود، دختر بچه قادر خواهد بود در سن بلوغ دوستدار جنس مذکر باشد. در واقع در این سن دختر عشقی را نسبت به مادر خود احساس میکند و فورا به حضور یک جداکننده خود از مادرش یعنی پدر پی میبرد. پدر که از نظر او غریبهای است که مادر را به سمت خود جلب میکند و مایه شادی او است، او را ناراحت میکند چون عشق مادر نسبت به او را کاهش داده است. در این مرحله دختر در تضاد با مادر قرار میگیرد و سعی میکند عشق پدر را به جای مادر به سمت خود جلب کند. در همین موقع است که متوجه میشود مادر او، همسر پدر و مورد علاقه اوست. مهمترین وظیفه پدر در این سن مقابله با دختر و روشن کردن این مساله برای اوست که او جایگاه فرزندی دارد و نمیتواند جای همسر او باشد. در واقع در این مرحله ادیپ دختر ابتدا با از دست دادن عشق مادر و سپس پدر ـ برخلاف پسر که عشق مادر را از دست نمیدهد ـ بزرگ میشود. ● والدین الگو هستند پیروز شدن کودک برعقده ادیپ یا الکترا به نوع رفتار زوجین بستگی دارد. نقش مهم پدر جدا کردن دختر از مادر و پس از آن ارزش نهادن به او به عنوان دخترش است. دختر به پدری نیاز دارد که او را دوست داشته باشد و در ضمن با عشق ورزیدن به مادر به دختر بیاموزد که باید تبدیل به زنی دوستداشتنی توسط مرد در آینده شود. مردی که به همسرش اظهار عشق نمیکند این احساس را به دختر آموزش نداده و عشق را در آینده در او خفه میکند. ترجمه: سمیه مقصودعلی روزنامه سلامت ( www.salamat.ir ) -------------------- ![]() |
|
|
|
![]() ![]() |
|
مشاهده نسخه بدون عكس سايت | زمان کنوني: 9th September 2010 - 03:24 PM |